تبليغاتX
مجمع وبلاگ نویسان حامی کروبی

مجمع وبلاگ نویسان حامی کروبی

شاه شرف نداشت، اما از خ.ر با شرافت تر بود

 شاه شرف نداشت. اما از خ.ر با شرافت تر بود. شاه ساواک را  می‌انداخت به جان مبارزین. آثار شکنجه‌ها اگر ببینیم می فهمیم.  رجایی در سازمان ملل پاچه شلوارش را بالا زد و جای شکنجه‌اش را نشان داد که همه بفهمند شاه چه بی‌شرفی بود. -  شاه بد. شاه بی‌شرف. شاه نامرد ِآدم‌کش. اما همان بی‌شرف لااقل یک جایی را شکنجه می‌کرد که آدم رویش بشود به کسی نشان بدهد بر خلاف خ.ر که کهریزک یادگاری دوران حکومت سیاه اوست و شکنجه شده هایی که رویشان نمی شود جای شکنجه را به کسی نشان دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 16:54  توسط شورای نویسندگان  | 

چه غم ز طعنه محمود دولت آباد است

دیشب دوست حافظ شناسم تلفن زد و خبری بهجت اثر داد. گفت هدیه ای گرانبها برایت دارم: در یکی ازنسخه های کهن دیوان حافظ غزل تازه ای پیدا کردم که بسیار خواندنی و شنیدنی است و انگاه فکس مرا گرفت و عکس غزل را فرستاد. و اینک آن غزل:

برو به کار خود ای «کاتب» این چه فریاد است
مرا فتاده دل از کف، تو را چه افتاده است
چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب
سروش عالم غیبم چه مژده ها داده است
که ای بلند نظر شاه باز سدره نشین
« چه غم ز طعنه محمود دولت آباد است»
«بخوان به دولت محمود و اختر مسعود
سرود عشق، که از هفت دولت آزاد است»
حسد چه می بری ای «سست نثر» بر حافظ
قبول خاطر و لطف سخن، خداداد است
( توضیح: کلمات و جملاتی که در میان گیومه آمده در نسخه های چاپی حافظ دیده نمی شود.)

به جستجو برآمدم که قصه چیست و محمود دولت آباد کیست. خبر اوردند خفته ای است در غاری نزدیک دولت آباد که پس از سی سال ناگهان بی خواب شده و دست و رو نشسته به پشت میز خطابه پرتاب شده و به حیا و ادب پشت کرده و صدا درشت کرده و با «سخافت و شناعت» از معلمی به نام عبدالکریم سروش سخن رانده و او را «شیخ انقلاب فرهنگی» خوانده و دروغ در دغل کرده و متکبرانه با حق جدل کرده است. و این همه عقده گشایی و ناخجستگی در مجلسی به نام و حمایت از مهندس موسوی که درپی پوشیدن قبای خجسته صدارت است.

گزافه و یاوه بسیار شنیده بودم اما این گاف های گزاف واقعا نوبر بود. از جنسی دیگر بود. از هیچکس چندان نرنجیدم که از میرحسین. آخر او می توانست به این خفته پریشان گو بیاموزد که انقلاب فرهنگی را ( برای بستن دانشگاه ها) دانشجویان به راه انداختند و نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی را ( برای گشودن دانشگاه ها) امام خمینی بنیان نهاد، نه سروش. و لذا آن «شناعت و سخافت و تقلید مضحک» (به زعم او) کار دیگری بود نه سروش. و ستاد انقلاب فرهنگی هفت عضو داشت (و اینک 30 عضو) نه فقط یک عضو و آن هم سروش. و آقای میرحسین موسوی، از سی سال پیش عضو ستاد انقلاب فرهنگی بود و امروز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نه سروش که 26 سال پیش استعفا داد ( و تنها عضو مستعفی ستاد بود). ستاد انقلاب فرهنگی همه گونه شیخی داشت جز سروش، که نه روحانی بود و نه کهنسال و نه کهنه کار سیاسی. از دکتر شریعتمداری گرفته ( متولد 1302) که شیخوخیت سنی داشت تا احمدی و باهنر و مهدوی کنی و جلال الدین فارسی و حسن حبیبی (متولدان 1312) که مشایخ درجه دوم بودند. ه سروش که متولد 1324 بود و جوان ترین عضو ستاد. و آوازه اجتماعی و شیخوخیت سیاسی هم با آن مشایخ بود نه سروش، که تازه از گرد راه رسیده بود و به حکم امام برای خدمت به فرهنگ، در ان ستاد بدون ستاندن قرانی مزد، شبانه روزعرق شرافت می ریخت. و شیخ روحانی ستاد هم حجت الاسلام باهنر و مهدوی و املشی و احمدی و خوشوقت بودند نه سروش. و باری اگر ستاد انقلاب فرهنگی شیخی داشت این شیخ کسی جز شخص شخیص مهندس میرحسین موسوی نبود که پاره ای از جلسات ستاد در دفتر نخست وزیری و زیر اشراف و صدارت او برپا می شد. و علاوه بر میرحسین، خاتمی و احمدی و شریعتمداری و صادق واعظ زاده و ... در آن حضور داشتند و گواهان این امرند. و باری شیخ ستاد بودن نه حسن است، نه عیب. آنکه عیب است دروغ زنی و دریوزگی و چاپلوسی کردن و سابقه استالینی داشتن و فرصت طلبانه ژست آزادی خواهی گرفتن است. تعجب من این است که چرا مهندس موسوی پرده از این راز ساده بر نمی دارد و نقش خود در ستاد انقلاب فرهنگی و نظر خود را درباره آن نمی گوید تا پریشان گویان، بیش از این سم پاشی و فحاشی نکنند.

نیز خوب بود مهندس موسوی به آن خفته پریشان گو آموزش و هوشیاری می داد که وقتی امروز در تلویزیون می گویند وزارت ارشاد به آیین نامه انقلاب فرهنگی عمل می کند (که به گمان وی غیرقانونی است) و سانسور کتاب می کند، این آیین نامه دست پخت همین شورای انقلاب فرهنگی است که اینک برپا است و میرحسین و حداد و داوری و کچوئیان و رحیم پور ازغدی و... اعضای آنند. نه دست پخت ستاد انقلاب فرهنگی که 26 سال است دار فانی را وداع کرده و استخوانش را خاک خورده است. و اگر آن پریشان گوی بی خبر، شکوه ای از ارشادیان دارد به مهندس موسوی شکایت کند که آیین نامه برایشان تنظیم کرده است نه سروش که خود قربانی آن آیین نامه ها است و کتابهایش در ارشاد غمباد کرده است.

حالا بنگرید خفته در غاری که فرق انقلاب فرهنگی و ستاد انقلاب فرهنگی و شورای انقلاب فرهنگی را نمی داند و اعضایشان را نمی شناسد و از کارهاشان خبر ندارد و دیروز و امروز را به هم می بافد و زمان را در می نوردد و دروغ بر دروغ می انبارد و جهل بر جهل می تند، چون ماموری نامعذور به امید پاداشی موعود حمله بر معلمی یک قبا می آورد که از دیدگاه استالینی، جز استقلال رای و مسلمانی و دموکراسی خواهی ( و لابد عدم حمایت از میرحسین موسوی) جرمی و خطیئه ای ندارد. و حتی نزاکت و ادب مقام را نگاه نمی دارد و به میزبان خود که همان شیخ انقلاب فرهنگی است توهین می کند و اینقدر نمی داند که این میزبان که دولت آبادی به حمایت و ترویج اش برخاسته، 30 سال است که عضو آن ستاد و شورا بوده است و امضا کننده همان ایین نامه های « غیر قانونی» است که وی از آنها می خروشد و می گریزد و پیرو و مرید و مقلد و فدایی همان امامی است که بنیانگذار انقلاب فرهنگی است و «مقلد مضحک همان شناعت و سخافتی» است که دولت آبادی زبان خود را به لوث کلماتش می آلاید. باری از بانیان ان جلسه جناحی و ستادی و انتخاباتی، و در صدر همه از آقای میرحسین موسوی نیز باید سپاسگزاری کرد که حق خادمان فرهنگ را چنین می گزارند و به تاوان داشتن رایی مستقل و مشروع، آنان را پیش گلادیاتورها می افکنند و پوست و پوستینشان را می کنند و هلهله کنان قصه اش را بر سر بازار و برزن می گویند و در رسانه های خبری خود می آورند. اما مباد از یاد ببرند که ناقدان را خوراک درندگان کردن، تصویر موحشی است که هیچگاه از یاد جوانان این دیار نخواهد رفت، شاید آبی به آسیاب آرا بریزد اما آبرویی تحصیل نخواهد کرد.

مرا هرآینه خاموش بودن اولی تر
که جهل پیش خردمند، عذر نادان است
و ما ابری نفسی و ما ازکیها
که هرچه نقل کنند از بشر در امکان است
مریلند
اردیبهشت 1388

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 9:11  توسط شورای نویسندگان  | 

پرتو نور
 

 

تنهاترین سردار

در زمانه ای که دوست از دشمن مشخص نیست دوستان رنگ می بازند رنگها رنگی ندارند تنها بودن بهترین گزینه است برای بودن .حمایت شدن یا نشدن  از طرف کسانی که نشان داده اند حمایتشان  در بین کسانی که باید حمایت کنند تاثیری ندارد همان بهتر که نباشد.کروبی این بار از طرف کسانی تنها مانده است که بارها نشان داده اند او را در مواقع حساس تنها می گذارند از طرف کسانی که روزی او آنان را به گرد هم جمع کرده بود و روزی شیخ جریان آنان نامیده می شد. شرایط امروز مانند سال 84 سخت است  اما تجربه چیز دیگری می گوید صبر و پایمردی در راهی که می دانیم درست است نوید پیروزی می دهد .اگر قرار بود دل به حمایت کارگزاران ، مشارکت ، مجمع روحانیون و مجاهدین می دادیم و اگر اینان ان مقبولیتی که مدعی‌اند در بین مردم دارند واقعا می داشتند حال ما به از احوالمان بود و تکلیف خویش در همان چهار سال پیش روشن کرده بودند. در انتخابات نهم که با تمام قوا به میدان آمده بودند وهر یک کوس ریاست جموری داشتند مطمئن از خود مشغول سهم خواهی بودند وگوئی کار از پیش تمام شده است وحال  یا باید هاشمی بهرمانی در پاستور می بود یا معین . در همان ایام آمار می گرفتند، سر شماری می کردند که کروبی پایگاهی بیشتر از پانصد هزار رأی ندارد و نیامدنش بهتر است. این جنگ روانی ادامه پیدا کرد تا آنجا که به قول خود شیخ، "یار سی ساله من  جا زد؛ میدان خالی کرد". اما آنجا هم اعتقاد به راه و وظیفه ای که احساس می شد شیخ ما را در راه خویش ثابت قدم کرد و اگر نمی بود امداد های غیبی امروز تقدیر به گونه ای دگر رقم  خورده بود.کروبی نشان داد که در بین مردم جایگاه دارد. یار دیرین امام اعتبار خویش را در صداقت با مردم دارد. مردم او را می شناسند  نخبگان سیاسی وفعالین نیز میدانند که او اگر حرف می زند به آن نیز عمل می‌کند. شاید به همین دلیل است که حال  به صورت خودجوش از هر گرایشی به سوی او جذب شده اند .کروبی دلسوز محرومان است و سعی در حل مشکل مردمی دارد که کمرشان زیر بار وعد های عمل نشده خم گشته است. باید از اشتباهات گذشته درس گرفت درست تحلیل کرد و یک راه  را دو بار طی نکرد که هم زمان را از دست می دهیم وهم اعتماد مردم را. ما طرفدار اصلاحاتیم و خواهان پیروزی آن. باید گفت آقای موسوی قابل احترام است برای اصلاح‌طلبان .اما ما بر این قائلیم که تنها راه برون‌رفت از این وضع شیخ صریح لهجه ای است که سالها در مجلس ششم از پس  انواع اقسام اصوالگرایان بر آمده است و هم زبان تندروهای چپ را بلد است نه آقای موسوی که سالها به دور از قدرت بوده و از کم و کیف فشار این گرگهاي در لباس میش که امروز بع بع کنان به دورش می چرخند و او فکر می کند که اینان خیر خواهان اویند در حالی که همینان خاتمی را به خاک سیاه نشاندند و او را فلج سیاسی کرده‌اند..

 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:48  توسط شورای نویسندگان  | 

حامیان کروبی

روزان

در پست قبلی وبلاگم مطلبی را نوشته بودم که در آن حامیان میرحسین را کسانی دانستم که زمانی روی ناخوش به خاتمی نشان دادند و امروز به جمع حامیان موسوی پیوستند. هر چند هر جریانی در فضای سیاسی کشور حق دارد آزادانه عمل کند اما آنچه مهم است درس گرفتن از حوادثی است که در طول این سالها چه بر انقلاب و چه بر اصلاحات گذشته است. خوشبختانه امروز در فضای حاکم بر دانشگاه صدای تحریم شنیده نمی شود. خوشحالیم که امروز از زبان جریانهایی که حضور در صحنه را بر بی تفاوتی ترجیح می دهند این سخن را می شنویم که : "من رای می دهم - تو رای می دهی - تا او (احمدی نژاد) رای نیاورد" . در شرایط فعلی تنها حضور در عرصه مهم است و باید با تمام وجود تلاش کرد تا شرایط کشور آماده ورود اصلاح طلبان به دولت شود. باید عزممان را جزم کنیم تا در شرایط فعلی کشور تغییر اساسی ایجاد کنیم. میر حسین محبوب من و کروبی مطلوب من است. امروز شاهد حضور دو قطب قدرتمند اصلاحات هستیم که نشان از اقتدار این جریان دارد. نشان عظمت و بزرگی جریانی که می خواهد رنگ سیاه تحجر و جمود را از پیکر جامعه بزداید. آنچه امروز مهم است این است که اصلاح طلبان در سه محور اتحاد و همدلی دارند: ۱- ایجاد تغییر در کشور ۲- احیاء مدیریت و برنامه ریزی ۳- ایجاد دولت پاسخگو و امین . ما منتظر پیروزی اصلاحاتیم. تا آن روز

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 16:46  توسط شورای نویسندگان  | 

آخرین اخبار وبلاگها

سطرهای سبز
 

 

به نقل از وبلاگ سطرهای سبز) کسانی که کروبی را نمی شناسندشاید در ورای ظاهرساده وبی آلایش شیخ این ویژگی هارا درنیافته باشند اما آنان که کروبی را ازنزدیک می شناسند می دانند که این موارد گوشه ای از ویژگی های او است :  ۱-ظرفیت تعامل باهمه افرادوگروه های موثردرساختارقدرت وخارج ازقدرت۲-مسولیت پذیری درقبال دیدگاه هاواعمال خویش باتاسیس علنی حزب وپذیرش مقام دبیرکلی حزب ۳-شفافیت مواضع. همراه با جسارت اعلام صریح وصادقانه آن  ۴-تاسیس حزب به عنوان یکی ازلوازم دموکراسی همراه با ارگان رسمی پرتیراژ  ۵-اعتقاد به کارتخصصی وحرفه ای درمدیریت کشور   ۶   -عملگرایی وواقع نگری ۷-سابقه جهادومبارزه همراه بانگاه اصلاح طلبانه وتغییر۸-بامعرفت.جوانمرد.امین امام.خادم الشهدا.امیرالحاج.و........شماچه می گویید؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 11:18  توسط شورای نویسندگان  | 

آخرین اخبار وبلاگها

شیخ اصلاحات
 

 


بحث به درازا کشید. حسین که همنام میرحسین بود و طرفدارش می گفت: آخرین نظرسنجی که وزارت کشور انجام داده نشون میده احمدی نژاد 48 درصد آرا رو داره. گفتم این زمینه سازی برای مداخله در آرا است. دارن این ذهنیت رو تقویت می کنن که احمدی در صدر آرا قرار داره. به همین دلیل هم هست که هم کروبی و هم موسوی کمیته مشترک صیانت از آرا رو تشکیل دادن. دولت هم نگران این کمیته است. به نظرم اجازه حضور پای صندوقها رو به اعضای کمیته نده. یکی از بچه ها تلاش کرد به ما بقبولونه که تلاش زیادی نکنیم. چون نتیجه آرا از قبل مشخصه. که حسین شاکی شد و گفت اگه اینطور باشه این انتخابات اتمام حجت با این دولته. اگه تقلبی و خیانتی صورت بگیره که دیگه باید فاتحه همه چیزو خوند. گفتم آره . موافقم . اگه یه آدمی تو قد و قواره احمدی نژاد بخواد چنین حرکتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 13:25  توسط شورای نویسندگان  | 

آخرین اخبار وبلاگها

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 13:23  توسط شورای نویسندگان  |